چاپ نیازمندی های کرمان شهر در پانزده هزار نسخه همرا با نمایش در سایت کرمان شهر و کرمان شهر آنلاین

آگهی های خود را با یک تماس در نیازمندی های کرمان شهر چاپ کنید 09140602416
03432266062

شماره: 672 تاریخ: 1398/11/29 صفحه: 2
گفت‌وگو با کرشمه والی‌زاده؛ کارشناس‌ ارشد جامعه‌شناسی و مدرس دانشگاه
بیکاری عامل اصلی طلاق‌های صوری


تا چند سال پیش ماجراهایی می‌شنیدیم از دختران جوانی که حاضر می‌شوند به عقد مردان سالخورده‌ی مستمری‌‌بگیر تأمین اجتماعی درآیند به امید اینکه پس از گذشت چند صباحی، شوهر از دنیا برود و مستمری‌اش به آنها برسد. اما چند سالی است که شیوه‌ی دیگری برای استفاده از مستمری‌ تأمین اجتماعی رواج پیدا کرده که سهل‌الوصول‌تر و البته آسیب‌زاتر است. زوج‌هایی که با هدفِ گرفتن مستمری والدین فوت‌شده‌ی زن، طلاق صوری می‌گیرند و بعد با صیغه‌ی 99 ساله زندگی‌شان را ادامه می‌دهند. اینکه بعد از گرفتن طلاق هرچند صوری، چه بر سر خانواده می‌آید، از یک طرف مهم و قابل بحث است، اما بحث‌ مهم‌تر این است که اساساً در جامعه‌ی ما چه اتفاقی افتاده که زن و شوهری که روزی با عشق و امید، به زندگی مشترک با همه‌ی سختی‌های آن متعهد شده‌اند، حاضر می‌شوند مهر طلاق را در شناسنامه‌ی خود بزنند فقط برای گرفتن یک کمک‌هزینه و مستمری که می‌دانند گرفتن‌اش حق آنها نیست، اما خود را ناچار به این کار می‌بینند.
در گفت‌وگو با «کرشمه والی‌زاده» کارشناس‌ارشد علوم اجتماعی و مدرس دانشگاه در مورد ریشه‌های اجتماعی و اقتصادی روآوردن برخی خانواده‌ها به طلاق صوری برای گرفتن مستمری تأمین اجتماعی و تأثیر آن بر نهاد خانواده و آسیب‌هایی که برای زنان در پی دارد، پرسیدم. والی‌زاده مهم‌ترین علت گسترش این مساله را گسترش بیکاری در جامعه می‌داند و راهکار اصلی را در اصلاح قانون و فراهم کردن زمینه‌ی اشتغال برای همه‌ی افراد جامعه و به‌ویژه زنان بیان می‌کند.


شما مطالعاتی در زمینه‌ی طلاق‌های صوری داشته‌اید، آیا آماری در مورد میزان طلاق‌هایی که با هدف گرفتن مستمری تأمین اجتماعی انجام می‌شود، دارید؟
در سال 94 حدود شش هزار طلاق صوری ثبت شده که رقم بسیار بالایی است و البته آمار دقیقی از میزان واقعی این طلاق‌ها در دست نیست؛ حتی پس از اطلاع از این طلاق‌های صوری، نمی‌توان آن را مورد پیگرد قانونی قرار داد چراکه ظاهراً خلافی صورت نگرفته است. در حال حاضر که طبق آمارها یک‌سوم ازدواج‌ها منجر به طلاق می‌شود، طلاق‌های صوری هم به بالا رفتن آمار طلاق دامن می‌زند. مهم‌ترین عوامل طلاق در جامعه‌ی ما مشکلات اقتصادی، بیکاری، اعتیاد، رفاه‌طلبی، کم شدن اعتقادات مذهبی و فردگرایی است؛ در این میان، بیکاری عامل اصلی طلاق در جامعه‌ی ماست. در جامعه‌ی ما متأسفانه افراد به‌دنبال یک منبع درآمد راحت هستند؛ ممکن است در کشورهای توسعه‌یافته هم این عوامل وجود داشته باشد و آمار طلاق بالا باشد اما آنها از همان ابتدا افراد را طوری بار می‌آورند که استقلال مالی داشته باشند و در نتیجه آنها سعی نمی‌کنند از قوانین به نفع خودشان سوءاستفاده کنند. من ریشه‌ی طلاق‌های صوری را بیشتر در نبود قوانین حمایت از زنان می‌دانم. اگر قوانین حمایتی باشد و زنان از همان اول درست آموزش ببینند و استقلال مالی داشته باشند، متکی به درآمد مرد نیستند و در نتیجه دنبال راهی نخواهند بود که منبع درآمد راحتی به دست آورند. کارشناسان سازمان تأمین اجتماعی اعلام کرده‌اند خیلی از افرادی که از این سازمان مستمری می‌گیرند، پتانسیل کار کردن را دارند، نه از کارافتاده هستند و نه بالای 60 سال سن دارند.

اما مساله این است که برای قشر جوان و تحصیل‌کرده هم شرایط کار مناسب مهیا نیست.
بله، همین‌طور است. ما نباید در بررسی این مساله فقط این افراد را مقصر بدانیم؛ ریشه‌ی طلاق‌های صوری را باید بیشتر در مشکلات اقتصادی و بی‌ثباتی شرایط اقتصادی کشور بدانیم؛ ضعیف عمل کردن مشاوران پیش از طلاق هم در این زمینه مؤثر است.

این طلاق‌ها هرچند صوری به حساب می‌آیند اما قطعاً بر روابط درون خانواده هم اثر می‌گذارند؛ طلاق صوری چه آسیب‌هایی را ممکن است به نهاد خانواده وارد کند؟
هرچند که این افراد بعداً در قالب صیغۀ 99 ساله به زندگی مشترک خود ادامه می‌دهند، اما چهارچوب خانواده و قداست آن از بین می‌رود. وقتی بین زن و مرد، عقد دائم برقرار نباشد، ممکن است مرد در سال‌های بعد به خودش اجازه دهد زن دیگری را به عقد دائم خود درآورد. درواقع زنان با این کار، از حقوق خود در خانواده می‌گذرند. شرایط صیغه با عقد دائم متفاوت است. از طرف دیگر، اگر بچه‌ها متوجه این موضوع شوند، در برخوردشان با پدر و مادر اثر می‌گذارد.

می‌توانیم بگوییم ریشه‌ی اصلی این مساله، اقتصادی و جامعه‌شناختی است. ما اشکال مختلفی از دور زدن قانون را می‌بینیم که طلاق‌های صوری هم یکی از مصادیق آن در جامعه‌ی ماست؛ چه می‌شود که مردم در جامعه‌ای به خودشان اجازه می‌دهند خیلی راحت نهادهای دولتی و حکومتی را دور بزنند و فقط به فکر گرفتن منفعتی هرچند اندک از دولت باشند؟
احساس بی‌عدالتی و بی‌اعتمادی، دو دلیل اصلی تمایل مردم برای دور زدن قوانین است؛ از طرفی کسانی که قوانین را تصویب می‌کنند باید خیلی دقت داشته باشند. بند سه مادۀ 48 قانون حمایت از خانواده اجازه می‌دهد مستمری والدین به دختر مجرد آنها برسد؛ وقتی براساس قانون موجود، یک خانمی که از همسرش جدا شده یا دخترخانمی که ازدواج نکرده، می‌تواند از مستمری والدین فوت‌شده‌ی خود استفاده کند، بستر این کار مهیا می‌شود. اگر در زمان تصویب، دقت لازم مبذول می‌شد این مشکلات پیش نمی‌آمد. در کشورهای جهان سوم از همان کودکی، استقلال مالی و کارآفرینی به افراد آموزش داده نمی‌شود. یک‌سری مهارت‌های زندگی باید از سن شش سالگی به بچه‌ها آموزش داده شود و نبود این آموزش‌ها در جامعه‌ی ما موجب‌ شده افراد همیشه دنبال یک راه‌حل راحت باشند. متأسفانه امید به زندگی هم در جامعه‌ی ما کم شده؛ برای مثال انگیزه‌ی تحصیل در جوانان کم شده، چون می‌بینند خواهر و برادر بزرگترشان که تحصیلات عالیه دارند، بیکارند، دچار سرخوردگی می‌شوند. نکته‌ی دیگر اینکه ایرانی‌ها هوش بالایی دارند اما متأسفانه مثل مردم ژاپن و آلمان از هوش خود در کار کردن استفاده نمی‌کنند و آن را در جهت راحت‌طلبی خود به کار می‌گیرند؛ فرهنگ نادرست تنبلی و راحت‌طلبی برای ما جا افتاده و این کارها را یک‌جور زرنگی می‌دانیم. در حالیکه در ژاپن، تنبلی بسیار مذمت می‌شود؛ اینجا اگر در صف نوبت را رعایت نکنید و از بقیه جلو بزنید، فکر می‌کنید کار مهمی کرده‌اید؛ در کارهای اداری دنبال آشنا و پارتی هستیم که کارمان زودتر راه بیفتد و در موارد مختلف به دنبال سوءاستفاده از قوانین هستیم.

سازمان تأمین اجتماعی باید خدمات گسترده‌ای را به بخش وسیعی از جامعه ارائه دهد؛ هزینه‌هایی که پرداخت مستمری بر مبنای طلاق‌های صوری به سازمان تأمین اجتماعی تحمیل می‌کند، چقدر موجب اخلال در عملکرد این سازمان می‌شود و چه مشکلاتی را ممکن است درآینده ایجاد کند؟
طبق آماری که در سال 94 از طلاق‌های صوری به دست آمده بود، اعلام شد که این طلاق‌ها هزینۀ 50 میلیارد تومانی را به سازمان تأمین اجتماعی تحمیل می‌کند که قطعاً هزینه‌ی واقعی از این میزان بیشتر است؛ این هزینه موجب خسارت‌های طولانی‌مدت به این سازمان می‌شود و سال‌های سال طول می‌کشد تا جبران شود. اگر روزی منبع سازمان تأمین اجتماعی برای پرداخت مستمری بازنشستگان به صفر برسد، دولت وظیفه دارد آن را تأمین کند که همین الآن هم خیلی بدهکار است. مردم باید به این موضوع هم توجه داشته باشند که به هر حال ضرر به سازمان تأمین اجتماعی درنهایت به خودشان برمی‌گردد.

بخشی از طلاق‌های صوری با هدف معافی فرزند ذکور از سربازی انجام می‌شود؛ در این مورد چه باید کرد؟
چند سال پیش اگر پدر و مادری طلاق می‌گرفتند، اولین فرزند ذکور آنها می‌توانست کفیل مادر شود و از سربازی معاف شود؛ این قانون موجب تعداد زیادی طلاق صوری با هدف معافیت سربازی فرزند شد که مشکلاتی را برای خانواده ایجاد می‌کرد؛ علاوه بر اینکه قبح طلاق از بین می‌رفت، زن و شوهر باید مدتی صبر می‌کردند تا دوباره عقد دائم کنند؛ اختلاف‌هایی هم بر سر مهریۀ جدید بین زن و شوهر به وجود می‌آمد. البته برای اصلاح این مساله، در قانون نظام وظیفه این شرط را گذاشتند که باید 30 ماه از طلاق والدین گذشته باشد تا بتوانند مشمول این قانون شوند. در این مورد هم اگر از ابتدا در تصویب قانون، همه‌ی شرایط لحاظ می‌شد، فرصت سوءاستفاده فراهم نمی‌شد.

اصلاح قانون موجود یکی از راهکارهای حل این مساله است؛ اما ایجاد محدودیت‌ صرف نمی‌تواند راهگشا باشد؛ چه راهکارهایی را برای حل طلاق‌های صوری که با هدفِ گرفتن مستمری والدین صورت می‌گیرد، توصیه می‌کنید؟
باید از نظرات اقتصاددان‌ها برای حل ریشه‌ای مساله استفاده شود. وجود فرهنگ مردسالارانه و نبود قوانین حمایتی از زنان، آنها را با چالش‌هایی روبه‌رو کرده است؛ علاوه بر اصلاح قوانین، باید مهارت‌های زندگی به افراد آموزش داده شود. اصلاح فرهنگ کار کردن هم بسیار مهم است؛ در جامعه‌ی ما از کودکی گفته می‌شود کار کردن برای مرد است و زن باید ازدواج کند و متکی به درآمد مرد باشد؛ در چنین فرهنگی وقتی زن از همسرش جدا می‌شود تنها می‌ماند و نیازمند به چنین مستمری‌هایی خواهد بود. اگر برای اشتغال زنان فکری شود و استقلال مالی داشته باشند، به فکر سوءاستفاده از قوانین نمی‌افتند؛ بند سه مادۀ 48 قانون حمایت از خانواده که اجازه می‌دهد مستمری والدین به دختر مجرد آنها برسد، مشمول زنانی می‌شود که درآمد ثابتی نداشته باشند؛ بنابراین اگر این گروه از زنان، در استخدام جایی باشند و حقوق ثابت داشته باشند، مشمول این قانون نمی‌شوند. درواقع اگر شرایطی فراهم شود که همه‌ی افراد بتوانند به‌راحتی کار پیدا کنند و تأمین مالی باشند دنبال این راه‌ها برای دور زدن قانون نمی‌روند. مشکل اصلی بیکاری بیش از حد در جامعه است. علاوه بر این، عده‌ای هم هستند که از بیمه‌ی بیکاری استفاده می‌کنند. به نظر من باید یک سقفی برای اینها در نظر گرفته شود؛ برای مثال، به خانمی که از همسرش جدا شده و هنوز نتوانسته جایی مشغول به کار شود، دو سال اجازه‌ی استفاده از مستمری والدین‌اش را بدهند که در این دو سال فرصت داشته باشد کار و منبع درآمدی برای خود پیدا کند. از طرفی دولت هم باید خود را موظف به فراهم کردن زمینه‌ی اشتغال و تسهیل شرایط برای کارآفرینان بداند؛ به این گروه از زنان، مهارت‌هایی آموزش داده شود و وام‌های کم‌بهره در اختیار آن دسته از کسانی که کارآفرینی می‌کنند، قرار دهند. باید این فرهنگ را جا بیاندازیم که زنان روی پای خودشان بایستند. درواقع نباید این مستمری‌ها به‌صورت مادام‌العمر داده شود. دولت باید زمینۀ اشتغال افراد را به‌ویژه برای زنانی که شرایط دریافت مستمری والدین را پیدا می‌کنند، فراهم کند و بعد محدودیت‌هایی برای دریافت این مستمری وضع کند.