چاپ نیازمندی های کرمان شهر در پانزده هزار نسخه همرا با نمایش در سایت کرمان شهر و کرمان شهر آنلاین

آگهی های خود را با یک تماس در نیازمندی های کرمان شهر چاپ کنید 09140602416
03432266062

شماره: 585 تاریخ: 1396/03/23 صفحه: 1
گفت‌وگو با استاد خالقی
خالق طرح و نقش و رنگ


شهید آوینی درباره‌ی هنر می‌گوید: انسان در فطرت خویش دارای شعور باطنی نسبت به حقیقت عالم است که ما آن را شعور باطن می‌خوانیم. این شعور باطن، دارای پیوندی بی‌واسطه و مستقیم با حقیقت کلی عالم است و از آن‌جا که حقیقت عالم وجود مطلق کمال و جمال است، انسان دارای شعور فطری نسبت به کمالات و فضایل و زیبایی‌هاست. هنر نیز از همین پیوند ذاتی انسان با حقیقت عالم وجود و با روح کلی عالم منشأ می‌گیرد؛ همان‌گونه که عبادت و پرستش نیز از همین پیوند ذاتی با حقیقت کلی برمی‌خیزد. احساس انسان در برابر طلوع و غروب خورشید، در برابر وزش نسیم در لابه‌لای برگ‌های درختان، در برابر گل‌ها و در برابر تجلیات فصول مختلف در طبیعت، احساس انسان در برابر آسمان پرستاره و...، تجلیات احساس مختلفی است که در روح انسان در برابر حقیقت واحد ظهور و بروز پیدا می‌کند.
در زبان ما، هرگز هنر به معنایی که این روزها مصطلح است، به کار نمی‌رفته است. ارباب هنر، ارباب کمال بوده‌اند؛ حال آن‌که هنر در معنای اصطلاحی آن، نه به مفهوم کمال و فضیلت، بلکه به مجموعه مساعی خاصی اطلاق می‌شود که توسط جماعت هنرمندان و منتزع از سایر مظاهر حقیقت در حیات بنی‌آدم انجام می‌شود. قدما هنر را به همین مفهوم به‌کار می‌برده‌اند و اگر می‌گفتند «عیب مبین تا هنر آری به دست» هنر را مفهومی در مقابل عیب و به معنای کمال و فضیلت اعتبار می‌کرده‌اند. مفهوم اصطلاحی هنر، در این قرن اخیر باب شده است.
اما استاد خالقی هنرمندیست از دیار کریمان که هنر را با همان معنای کمال و فضیلت می‌شناسد.
استاد خالقی رنگ و بوم و نقاشی را پله‌ای می‌داند برای رشد و از این هنر با احساسی شفاف یاد می‌کند.
آن‌چه در ادامه می‌خوانید گفت‌وگوی کوتاهی‌ست با این نقاش هنرمند دیار کریمان.
• علي خالقي از کودکی تا نوجوانی را چگونه روایت می‌کنید؟
در فروردين سال 1309 شمسي در شهر کرمان متولد شدم. در کودکي پدر خود را از دست دادم و در دامان پر مهر مادر پرورش يافتم. در اين راستا آن‌چه از دارايي پدر بايد به ارث به ما مي‌رسيد توسط ايادي از خدا بي‌خبر (سليمان‌ميرزا) تصاحب شد و به يغما رفت و ما را از ارثيه پدر که شامل اراضي مزروعي با آب واقع در ماهان و قناتغستان بود محروم ساختند و ما با سختي‌گذران کرديم.
از اوان کودکي به هنر نقاشي و سازندگي ذوق و علاقه فراوان داشتم. نظر به همين علاقه و استعداد خدادادي زياد نقاشي مي‌کردم تا پاسي از شب گاهي تا ساعت 11 - 12 شب شايد هم بيش‌تر. بضاعت مالي که نبود وسايل و ابزار کار و ساير امکانات به فراواني وجود نداشت. با وجود اين من بدون وقفه هيچ فرصتي را براي نقاشي از دست نمي‌دادم تا به تشويق و راهنمايي دوستان و آشنايان چندين سال در مکتب زنده ياد استادسيد علي اکبر صنعتي استاد گرانمايه شاگردي کردم. در مدت کوتاهي پويايي و ذوق خود را نشان دادم و با تعدادي از شاگردان ايشان از جمله شادروان علي قهاري و هژبر ابراهيمي که هر کدام از اساتيد به نام مجسمه‌سازي کشورمان هستند آشنا شدم؛ آن‌چه را در اين بستر هنري اندوخته‌ام از داده‌هاي آن استاد بزرگوار است.

• هدف استاد خالقی از نقاشی کردن چه بود؟
هدفم از نقاشي فروش يا خوش‌آيند کسي نبود بلکه هم براي يادگيري بود و هم بيان آن‌چه در ضميرم مي‌گذشت و در زماني که استاد نداشتم بسياري چيزها را از راه تجربه اندوخته‌ام. واقعا تشنه‌ي يادگيري بودم به دنبال استادي بودم که مرا سيراب کند.

• دوران نوجوانی را چگونه گذراندید؟
سال 1328 شمسي بود که دوره‌ی اول دبيرستان را تمام کردم. مانده بودم که چه بکنم چه نکنم. رفته رفته به اين نتيجه رسيدم که نقاشي را ادامه دهم و دست از تحصيل بشويم. مدت‌ها به اين موضوع فکر مي‌کردم تا اين‌که با راهنمايي نيک‌مردي که همواره مددکار کودکي من بود قدم به دانش‌سراي مقدماتي کرمان گزاردم.
در طول دوران تحصيل در دانش‌سرا در رشته‌هاي مختلف هنري و ورزشي فعاليت چشم‌گير داشتم به ويژه در نوشتن و اجراي نمايشنامه و نقش‌آفريني‌هاي از قبل پيش‌بيني نشده. در رابطه با هنر تئاتر به ياري دوستان علاقه‌مند توانستيم بهترين بازي‌‌گري‌ها را روي صحنه بياوريم. افسوس که در آن دوران دستگاه فيلم‌برداري و حتي عکس به صورت امروز وجود نداشت که از صحنه‌ها فيلم‌برداري کنیم. گريم کردن را کسي نمي‌دانست من با استعانت از نقاشي تمام بازيگران را خودم گريم مي‌کردم.
چيزي نگذشت که در زمينه‌ی ورزش هم فعاليت چشم‌گيري پيدا کردم به طوري‌که در فوتبال و واليبال به دريافت مدال و نشان نائل شدم. تيم فوتبال دانش‌سرا که من هم در آن فعال بودم در آن سال (30-29) مقام قهرماني دبيرستان‌هاي کرمان را به‌دست آورد و براي انجام دادن چند مسابقه به استان‌هاي ديگر از جمله مشهد اعزام شد و البته به امتيازاتي هم دست يافت و نظر به همين علاقه و پشتکار يک سال هم دبير ورزش دبيرستان فروغي (نمونه) شدم و در آن سال هم تيم فوتبال دبيرستان، قهرمان دبيرستان‌هاي کرمان شد.

• یعنی در آن دوران، نقاشی را کنار گذاشتید؟
نه. هرگز. زماني که در دانش‌سرا بودم با وجود چشم‌گير بودن فعاليت‌هاي ورزشي و هنري همه من را «علي نقاش» خطاب مي‌کردند.

• سبک نقاشی استاد خالقی چیست؟
از سبک‌هاي مدرن نقاشي چون آبستره و کوبيسم و امثال آن هيچ آشنايي ندارم. سبکي را مي‌پسندم که» واقع‌گرا، طبيعت‌گرا و مردم‌پسند باشد (کلاسيک و رئاليست) نقاشي و آب‌رنگ و تکه‌رنگ با کاردک را به شيوه استاد صنعتي مي‌پسندم و هرچند گاهي براي تنوع کار مي‌کردم.

• سرانجام تابلوهای شما چه بوده؟
بسياري از نقاشي‌هايم را نتوانستم پيدا کنم. تعدادي را پسران و دوستان به خارج برده‌اند و از بقيه هم اطلاعي ندارم اما مجموعه کوچکی برایم مانده است که می‌تونید تماشا کنید.

• آخرین سخن...
آخرين کلام از خصوصيات اخلاقي و رفتاري خود بدون حرف و حديث بايد بگويم که در تمام دوران زندگي هنري و مسئوليت‌هاي اداري که داشته‌ام اهل کم‌ترين ادعا و خودنمايي نبوده و نيستم و هيچ‌گاه به دنبال کسب مقام و شهرت و تملق‌گويي نرفته‌ام و اگر مسئوليتي به من واگذار شده از توجه و عنايتي است که مسئولان امور خود به من داشته‌اند و گرنه خانه‌نشيني را بر مقام و خودنمايي ترجيح نمي‌دادم.
البته اين انزوا و گوشه‌گيري بيش‌تر از آن‌جا نشات مي‌گيرد که من به خانه و خانواده خود فوق‌العاده وابسته و دلبسته‌ام و اين دلبستگي و خانه‌نشيني هم‌چنان ساري و جاري است شايد به همين دليل در هيچ نمايشگاهي هم شرکت نداشته‌ام. (شايد هم به علت شرم حضور) علت ديگر جدا بودن و تنها زيستن به قول دوستي خاکي! بودن من است که آن هم مزيد بر علت است.

• سپاسگزاریم از این‌که با همراهان کرمان‌شهر همراهی کردید و آرزو می‌کنیم روزگارتان به رنگ شادی و نشاط باشد.